پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
250 گرم
ابعاد:
20*15
نویسنده:
پائولو کوئیلو
قطع:
رقعی/, شومیز
ناشر:
کاروان
تعداد صفحات:
183
سال نشر:
1388
نام ،جوان سانتیاگو بود. هنگامی که با گله اش به جلوی کلیسای کهن و متروکی رسید، هوا دیگر داشت تاریک میشد مدتها بود که سقف کلیسا فرو ریخته بود و انجیر مصری ،عظیمی درست در مکانی روییده بود که پیش از آن انبار لباسها و اشیای متبرک بود تصمیم گرفت شب را همان جا به سر ببرد صبر کرد تا تمام گوسفندان از دروازه ویرانش وارد شوند و سپس چند تخته را به گونه ای گذاشت که نتوانند در طول شب بگریزند در آن ناحیه گرگ نبود، اما یک بار یکی از جانوران در طول شب گریخته بود و سراسر روز بعد را به جست و جوی گوسفند گم شده گذرانده بود. زمین را با خرقهاش پوشاند و دراز کشید؛ به جای بالش از کتابی استفاده کرد که خواندنش را تمام کرده بود. پیش از خواب به خودش یادآوری کرد که باید شروع به خواندن کتابهای ضخیم تری :کند هم خواندنشان بیشتر طول میکشید و هم به هنگام شب بالشهای راحت تری بودند. وقتی بیدار شد، هوا هنوز تاریک بود به بالا نگریست و ستارگان را دید که از میان سقف نیمه ویران میدرخشیدند.
دریافت اعتبار خرید قسطی



